تبليغاتX
بت صورتی
دست نوشتهای يک منطق گريز

اشتباه گرفتم انگار             لباتو با لب ديوار

رو لبات نقاشی کردم       جای زير سيگاری،سيگار

اشتباه گرفتم انگار          دستاتو با حلقه دار

بغلم کن بغلم کن           مي خوام اعدام بشم اينبار

حلقه کن دستاتو خودکار   رسيده لحظه ديدار

آخرين پک بهترين بود     پک لبهات،طعم سيگار

اشتباه گرفتم انگار        چشمات و با پک سيگار

چه توهم  مليحی         سکس کامل روی ديوار

اشتباه گرفتم انگار        غزل و با شعر تب دار

توی سنفونی چشمات      چند تا آواز با يه گيتار؟

اشتباه گرفتم انگار         علی دايی و با ستار

تو کلاس درس آواز   کارت قرمز جای اخطار

اشتباه گرفتم انگار        عشق يخچال و با خودکار

کاشکی قرصامو ميخوردم      من توهم دارم انگار

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط سيامک پيشداديان  | 

واسه آمريکای چشمات،کريستف کلمب کشيدم

تف به گوره هر چی بزاز،خودکار و پلمب کشيدم

وای.....همه ئ رابطه ها لو رفته.جمع و تفريق ،دو تا تقسيم و ضرب

همه پائ صفر بی دو رفته.همه چی لو رفته.بيسته بی دو رفته.

نمرت صفره رادار.

صفر بی دو که ديگه بيست نميشه.عشق يخچال از تو قلبم که ديگه نيست نميشه.ايست نميشه.کتاب

رياضيات،زيست نميشه.اسکی بی پيست نميشه.

 رابطه لو رفته.من وخودکار و يه تخت با يه لحاف.جمع و تفريق،دو تا تقسيم و ضرب.

رابطه لو رفته.بيسته بی دو رفته.

دو و دو چار شده بود.مار شده بود.بابا سره دار شده بود.خفاشه بی غار شده بود.خودکاره بی يار شده بود.

مار که نيش نداره.بابا که ريش نداره.سفره ما رو بردن.گله که ميش نداره.

ميش و گله،غار و خفاش،مارو نيش

همه رو بزن آتيش.

بنويس تيغه بی ريش.بنويس چسب و سيريش.بنويس آنتن و ديش.

بنويس دار که يار نميشه.يار که غار نميشه.بدونه ضرب و تقسيم،دو دو تا چار نميشه.ضحاک که مار نميشه.

غار و مارو ميش و خفاش،گله و خودکار و دار،تو کتاب زيست يار

ميشه استوايی خط لبات،رو يه مدار

ميشه هرچی جمع و منهاس،تفريق و تقسيم و ضرب

دو و دو ،پنج و دوازده،يه چهار

صبونه ساعت هشت بعداز ظهر،لبهاتم وقته ناهار

رابطه لو رفته.منو خودکارو يه تخت با يه لحاف......

يخچال...

واسه حل جدول ضرب چشات،چار تا پنج تا. يدونه بيست کشيدم

واسه راديکاله عشقت تو راهه رياضيات،روی قلبم تابلوی ايست کشيدم

ايست قلبی شايد.....

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط سيامک پيشداديان  | 

 

واسه سگدونيه چشمات يه گيلاس عرق کشيدم

واسه قورباغه لبهات برکه رو ورق کشيدم

که بری گيلاس و با عرق سگی مزه کنی    لبای قورباغه رو تو برکه ها هرزه کنی

..قورباغه هرز نميشه، پرده که مرز نميشه،برکه ما رو بردن،طول که عرض نميشه

طول بزاز به عرض خودکار شد دار.شد پرده بی پرده.شد رادار..

من که خوابم هنوز سر دار.خودکار اما،بيدار.

خودکاره ما کلافه س،از شب تا صبح تو کافس.

کافه عرق نداره،برکه ورق نداره،خودکاره قصه ما،ديگه رمق نداره

خودکاره ما بيوه شده،چش نزنين،ميوه شده

خودکاره ما خلاصه،گيلاسه

قانون ماله اساسه.......

ولی من بی اساسم .بی اساسيه.بی يخچال.بی قانونم اما....

قانون اساسی.

يخچال کجا پلاسی؟با کی داری می لاسی،عشقه منی اساسی

برق که بره خلاصی،سرد که بشه می ماسی......

رادار داره می چرخه،ما همه مون می چرخيم،ما که سيبيل نداريم

دوچرخه،سيبيلا بايد بچرخه.

واسه خودکاره بی بزاز،حجله رو ورق کشيدم

لبات و بريز تو ليوان،از سگم،عرق کشيدم

يخچال من،گيلاس،دوست دارم،عاشقتم

خلاص................

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 8:16 قبل از ظهر  توسط سيامک پيشداديان  |