به من توهین کن، خودت کوچیک میشی
مث گلوله ولی به خودت شلیک میشی
خونی، رنگ جگر و لاک و ماتیک میشی
من که آس دلم، تو دولوی پیک میشی
*
به من توهین کن، هیچچیم کم نمیشه
درخت من از این فوتا خم نمیشه
دریا چیزیش با یه کاسه سم نمیشه
قوطی کبریت قایق یا بلم نمیشه
*
به من توهین کن، این یعنی ضعیفی
ژلهی آبکی، بستنی قیفی!
فکر نکنی که مرگ و منو حریفی
تو عاشقِ میکروفون و اِروتیزمو لیفی
*
به من توهین کن، مث متهما
ما رو میشناسن، الاغ نیستن آدما
مو رو از ماست میکشن با نوک قلما
تو فک کن زیادی، خوش به حال ما کَما
*
به من توهین کن، من جریتر میشمو
تو مردابت نیلوفریتر میشمو
خوشگلتر و کاکل زریتر میشمو
تو معشوقهکشی سریعتر میشمو
دوست نزدیکت از تو جدا میشه، بعد
میبینی که پنجِ اون مث شیشه، بعد
بهش میگی چرا جینِ تازهت ریش ریشه، بعد
ازش میشنوی که عشق مث حشیشه، بعد
تو رو دود میکنه که توهین نکنی
کُپهی کاه که فکر میکنی چند تنی
قطارت پنچره تو کدوم واگنی
سریالِ آبکیِ تلوزیونی
*
به من توهین کن، تو کم آوردی ... آره!
مث لباس یا دهن یا هر چیزِ پاره
من تهِ چاهم و تو نوکِ مناره
بشین تو حس ببین اونجا چه حالی داره
*
به من توهین کن گنده نمیشی
ایرانسل، نهصد و دوازدهی که رونده نمیشی
دودِ روغنی دودِ کُنده نمیشی
شیر برنج! غذا هندی که تنده نمیشی
*
به من توهین کن، کهنه، قدیمی، عتیقه، فسیل
اهرامو دوست داری یا ابوالهل و یا فیل؟
عصا و اژدها چی؟ اره یا بیل؟
گوجه گندیده، تخم له، مو وزوز، سیبیل
*
به من توهین کن، من ترانه نویسم
بیست و چند سالیام میشه نخ شعر میریسم
از من گوش کن که یه اصفهانیِ خسیسم
شعر و ترانه فرقی نداره عسیسم۱
*
به شرط اینکه تو چیزی داشته باشی...
... واسه گفتن، دلتو تو عشق کاشته باشی
نه اینکه مث یه دانشجوی ناشی
کپی از ناصرخسرو ور داشته باشی
ناصر خسروی ِ قاچاق دارو نه
ناصر خسروی ِ بیسوپور و جارو نه
ناصر خسروی ِ لعنتی ِ بیآبرو نه
ناصر خسروی ِ دعوای عروس و هوو نه
ناصر خسروی ِ هزار و صد سال پیش
که چسبیدی بهش مث دوقلو و سریش
ناصر خسروی ِ خشن اما تیتیش ...
... مامانی درست مث یه کشیش
*
به من توهین کن، جوابی نداری
تو عاشق نیستی دل کبابی نداری
به من توهین کن، تو همین قدی و بس
سلام شیرینی و خداحافظ مگس
(نادر بختیاری)
۱ : گویش با شوخی و تمسخرِ عزیزم